السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

379

تفسير الميزان ( فارسي )

و يا با جمله * ( « إِذْ أَخْرَجَه الَّذِينَ كَفَرُوا ثانِيَ اثْنَيْنِ » ) * بطور اجمال به نصرتى كه از خود آن حضرت نموده اشاره كند ، و آن گاه در تفصيل اين اجمال شروع كند به نصرتى كه از همراه او كرده و سكينتى كه بر همراه او نازل نموده ، و تاييدى كه با فرستادن جنود غير مرئى از همراه او به عمل آورده است ، چون مقام به هيچ وجه مناسبتى با اين وضع ندارد . اشكال سوم اينكه ، صاحبان اين سخن معناى سكينت را نفهميده‌اند ، ما در تفسير آيه « ثُمَّ أَنْزَلَ اللَّه سَكِينَتَه عَلى رَسُولِه وَعَلَى الْمُؤْمِنِينَ » « 1 » به معناى سكينت اشاره كرديم . امر دوم اينكه منظور از « تاييد آن جناب به جنود غير مرئى » تاييدى است كه در همان روز خداى تعالى نمود ، و سياق آيه همين معنا را افاده مىكند . پس ، از اينكه بعضىها « 2 » گفته‌اند منظور از آن جنود ، جنود ملائكه در جنگ احزاب و حنين بوده است و آيات خود اين دو داستان بدان صراحت دارد ، گفتاريست كه هيچگونه دلالتى در الفاظ آيه مورد بحث بر آن ديده نمىشود . امر سوم كه از بيان گذشته ما روشن گرديد اين است كه منظور از « كلمه » در جمله * ( « وَجَعَلَ كَلِمَةَ الَّذِينَ كَفَرُوا السُّفْلى » ) * همان رأيى است كه از مجلس شوراى معروف به دار الندوه گذرانيده ، براى اجراء آن و كشتن آن جناب و خاموش كردن نور دعوت حقه اش دامن به كمر زدند . و منظور از « كلمه » در جمله * ( « وَكَلِمَةُ اللَّه هِيَ الْعُلْيا » ) * آن وعده اى است كه خداوند به رسول گرامىاش داده بود كه دين او را يارى نموده بر همه اديان غلبه مىدهد . چون آيه شريفه * ( « فَقَدْ نَصَرَه اللَّه إِذْ أَخْرَجَه الَّذِينَ كَفَرُوا » ) * مضمونش همان مضمونى است كه آيه « وَإِذْ يَمْكُرُ بِكَ الَّذِينَ كَفَرُوا لِيُثْبِتُوكَ أَوْ يَقْتُلُوكَ أَوْ يُخْرِجُوكَ وَيَمْكُرُونَ وَيَمْكُرُ اللَّه وَاللَّه خَيْرُ الْماكِرِينَ » « 3 » آن را افاده مىكند . ذيل آيه هم كه مىفرمايد : خداوند كلمه ايشان را باطل و كلمه الهيه را احقاق مىكند قطعا مربوط به همان صدر آيه يعنى داستان اخراج ، و يا به عبارتى اضطرار بخروج از مكه است . و امرى كه آن جناب را مضطر و ناگزير كرد به اينكه از مكه بيرون رود و خدا آن امر را باطل ساخت ، آن رأيى است كه در دار الندوه گذرانيدند ، و آن تصميم بر قتل آن جناب بود . پس

--> ( 1 ) سوره توبه آيه 26 ( 2 ) تفسير المنار ج 10 ص 431 ( 3 ) و آن زمان كه كفار نقشه چينى مىكردند كه تو را از حركت باز داشته و يا به قتل برسانند و يا بيرونت كنند آنان نيرنگ مىكردند و خدا هم نيرنگ ( ايشان را بى اثر ) مىكرد و خدا از همه مكر كنندگان ماهرتر است . سوره انفال آيه 30